اسلاید شو

طلاق عاطفی؛ زندگی در برزخ - خانواده سالم
X
تبلیغات
رایتل

تاریخ : شنبه 1 مهر‌ماه سال 1391


مهدی یاراحمدی خراسانی


برای رهایی از پیامدهای طلاق به این نتیجه رسیده، زیر یک سقف مثل مسافران یک مسافرخانه زندگی کنیم بهتر است، تا این که نیش و کنایه های مردم را تحمل کند...





مهدی یاراحمدی خراسانی

 

 

سه بار تا پای طلاق رفته اند، دفعه آخر خانوم به گریه افتاد. آقا می گوید: همسرم نگران زندگی نیست. اگر طلاق بگیرد، برایش از لحاظ فرهنگ سنتی خانواده اش چهره خوشایندی ندارد. لذا برای رهایی از پیامدهای طلاق به این نتیجه رسیده، زیر یک سقف مثل مسافران یک مسافرخانه زندگی کنیم بهتر است، تا این که نیش و کنایه های مردم را تحمل کند. زن و شوهر با حالت قهر زیر یک سقف زندگی می کنند. از این طرف خانوم غذا می پزد، لباس ها را می شوید، به فعالیت های جاری روزانه خود می پردازد. از آن طرف مرد هم به صورت منظم سر کار می رود، هزینه های زندگی را پرداخت می کند، خرید می کند. ولی انگار نه انگار که در این خانه چند نفرآدم زندگی می کنند. نه سری نه صدایی. دیگر حتی صدای دعوا هم به گوش نمی رسد. کسی هم حرف طلاق را نمی زند، قدرت تصمیم گیری برای خروج از این مکث قهرآلود هم برای کسی وجود ندارند. مرد جلوی تلویزیون خوابش می برد و زن در یک اتاق جداگانه می خوابد. نه عشقی است، نه تنفری. مثل دو مسافر بنا به شرایطی که درگیرش هستند. فعلا ًادامه زندگی را به نفعشان می پندارند و بی خیال یکدیگرند. از حرف مردم ترس دارند، نمی دانند پیامدهای بعد از طلاق چه خواهد بود؟ تلاشی هم برای وصل دوباره صورت نمی گیرد. زندگی در برزخ که عمر انسان را کوتاه می کند.

طلاق عاطفی معمولاً از شکایت و گله‌گذاری زوج‌ها نسبت به هم شروع می‌شود. انتظاراتی که گفته می‌شود ولی برآورده نمی‌شود درواقع نیازهای طرفین از یکدیگر تأمین نمی‌شود. به نیازها و خواسته‌های دیگری اهمیت داده نمی‌شود و این مرحله آغازین شروع طلاق عاطفی است.خست، عصبانیت، دورویی، دروغ، بی انضباطی، پنهان کاری، خودبینی، تحقیر دیگری، پرخاشگری، خشونت و لجاجت مهمترین عواملی هستند که در زندگی ممکن است زمینه طلاق رسمی و یا عاطفی را ایجاد نمایند. درطول زمان مسائلی پیش می آید که می تواند به جدایی، یا یک زندگی مشترک بدون احساس، عشق و همراهی منجر شود. علی رغم کوشش های همسران برای نرسیدن به مرحله جدایی، بسیاری از پیوندهای زناشویی عاشقانه به طلاق رسمی و درصد بالایی از مابقی نیز به طلاق عاطفی منتهی می شود. بیشتر اوقات ویژگی های فردی باعث اختلاف می شوند و گاهی هیچ کدام از طرفین حاضر نیست که به خاطر حفظ بنیان خانواده خود را تغییر بدهد، پس داستان ادامه می یابد و منجر به کشته شدن عشق شده و جدایی به دنبال دارد. در تمام زندگی های زن و شوهری اختلافاتی از کوچک تا بزرگ وجود دارد که بعضی از این اختلافات هر چند کوچک متأسفانه به طلاق ختم می شود. آیا نمی توان با راه حلی بسیار ساده این معضل جامعه-که درحال به دست آوردن رکوردهای بیشماری می باشد- را حل کرد. آیا قبل از طلاق و شاید حتی خیلی قبل تر از آن با خود فکر کرده اید که چطور می توان با راه هایی به سادگی آب خوردن از نابودی خانواده تان جلوگیری کنید. این سؤال را از زن و شوهرهایی می پرسم که بدون توجه به نابودشدن زندگی مشترکشان به طلاق فکر می کنند و باعث بالارفتن آمار طلاق می شوند. در زندگی زناشویی معمولاً دلخوری ها، رنجش ها، شکایت ها و مشاجره هایی دیده می شود. آنچه مهم می باشد این نکته است که زن و شوهر چگونه و به چه نحوی با یکدیگر در مورد رنجش ها صحبت می کنند و آن را حل و فصل می کنند.











 





ارسال توسط فاطمه سالمی
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
نظرسنجی